تبليغاتX


جزیره ی تنهایی سحر



جزیره ی تنهایی سحر  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :



 

سلام بچه ها خوبین همگی؟ می خوام بازم آپ کنم ولی نه در مورد تنهایی موضوعشو  فعلا پیدا نکردم. تا بعدآ بابای



+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:8  توسط sahar k

 خداحافظ

سلام بچه ها. حالم اصلا خوب نیست . آخه موقع خداحافظیه. با شما و با وبلاگ و با ...

الان که اینارو می تایپم خیلی دلم گرفته. بد جوری به همتون عادت کرده بودم. ولی بایستی برم.

فقط می تونم بگم که دوستون دارم و موفق باشید.

فراموشتون نمی کنم فراموشم نکنید.

خدانگهدار



+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:12  توسط sahar k

 بچه بودم ...

                                            

                                                      بچه بودم نه دیگه منتظر زنگ بودم

                                                               نه دیگه واسه تو و مثل تو دلتنگ بودم

                                                              بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد

                                                               دل کوچیکم فقط غصه بازی رو می خورد

                                                               بچه بودم  همه ام مثل خودم بچه بودن

                                                               بچه بودم همه چی درست می شد٬ سخت نبود

                                                               هیچکی اندازه من اونروزا خوشبخت نبود

                                                                بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر می دونست

     کوچمون حال منو از تو که بهتر می دونست
بچه بودم کسی مثل تو باهام بد نمی شد
بی توجه از کنار رویاهام رد نمی شد
بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم
از دس چشمای تو٬ تو حسرت دق نبودم
بچه بودم توی قایق بی تو خیلی خوش گذشت
دنیا رو کاش می دادم سالای رفته بر می گشت
بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود
لابه لای دفترام٬ جز دو تا برگ یاس نبود
بچه بودم دلم از هیچکسی ناراضی نبود
 
فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی بجز بازی نبود
بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت
غصه مون هرچی که بود یه دنیا راه چاره داشت
بچه بودم قهر و آشتیم روی هم لحظه نبود
اخم و دردم واسه حرفی که نمی ارزه نبود
بچه بودم قلبای تو دفترم حقیقی بود
روی دفتر خاطراتم عکس جوجه تیغی بود
بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم
 کندن اسمارو رو درخت و چوب بلد بودم
بچه بودم شادی پر بود تو دل بادکنکم
آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم
<
بچه بودم غروبا بوی غریبی نمی داد
کسی هدیه به کسی ساعت جیبی نمی داد
بچه بودم اگه مثل حالا مجنون می شدم
از بزرگ شدن واسه ابد ٬ پشیمون می شدم

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 14:27  توسط sahar k

 روز پدر مبارک

      *  سلام.

*   فردا روز پدره. این روز بزرگ رو به همه ی باباها و همچنین بابای خودم تبریک میگم.

 

* بابا جونم دوست دارم خدا کنه سایت همیشه بالا سرم باشه.

 

* تولد حضرت علی (ع) به همه ی شیعیان مبارک باشه.

 

از کعبه حق بانگ جلی می آید

آوای خوش لم یزلی می آید

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشایید علی می آید

************

نازد به خودش خدا که حیدر دارد


دریای فضائلی مطهر دارد


همتای علی نخواهد آمد والله


صد بار اگر کعبه ترک بردارد

************

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:43  توسط sahar k

 چند مطلب کوتاه

 

 * مطالبی که از طرف دوست خوبم محمد جان رسیده .*

         ***************************************

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به گوش.

***************************************

     زندگی هنر نقاشی کردن است بدون پاک کن.

     سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به

    گذشته بر  

    می  گردی نیازی به پاک کردن نداشته باشی.

       ***************************************

       زندگی یک آواز است ، آن را بخوان

       زندگی یک بازی است ، آن را بازی کن

       زندگی یک مبارزه است ، با آن مقابله کن

       زندگی یک رؤیا است ، به آن واقعیت ببخش

      زندگی یک فداکاری است ، آن را عرضه کن

      زندگی یک عشق است ، از آن لذت ببر !

        ***************************************

    غنچه ازخواب پرید و گلی تازه به دنیا امد
  خار خندیدو به گل گفت سلام و جوابی نشنید
   خار جنبید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت
   گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی امد نزدیک
   گل سراسیمه ز وحشت لرزید
   تیغ آن خار در ان دست خلید وگل از مرگ رهید
   صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید
    گل صمیمانه به او گفت سلام.

        ***************************************

             نمی دانم بی تو کیستم من

            اگه روزی نباشی نیستم من

          چنان از زندگی دلسرد و سیرم

           که روز مرگ خود را جشن گیرم

      ***************************************

    آنقدر رسم وفا مرده که ترسم لیلی هم

               

                          روزی زنده شود یادی زمجنون نکند

     ***************************************

        آسمون به ماه میگه عشق یعنی چی؟

        ماه میگه: یعنی بودن در کنار تو

        ماه میگه تو بگو عشق یعنی چی؟

        آسمون می گه : انتظار دیدن تو

     *************************************                                

محمد عزیز ممنونم ازت

 

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:8  توسط sahar k

 خواهم مرد...

خواهم مرد...

بی تو ،من کجا روم؟ کجا روم؟  هستی من از تو مانده یادگار ، من به پای خود به دامت آمدم ، من مگر زدست خود کنم فرار ! تا لبم ، دگر نفس نمی رسد، ناله ام به گوش کس نمی رسد، می رسی به کام دل که بشنوی: ناله ای ازین قفس نمی رسد...!   

                                                                                خواهم مرد...

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه این ثانیه ها...                                                           

                                                                                  خواهم مرد... 

 شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار نمیدانم چرا؟

**********************************************

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم. حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم ...

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:43  توسط sahar k

 

 کنکور تموم شد حالا مونده  نتایج....



+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:44  توسط sahar k

 تو رو خدا دعا کنید :(

سلام بچه ها دارم از استرس دق می کنم  

 از وقتی که کارت ورود به جلسه رو گرفتم اینطوری شدم  

امتحانمون شنبه ست  

 تو رو خدا واسم دعا کنین قبول شم  

و گرنه میمیرم  

منم دعا می کنم شما به آرزوهاتون برسید  

هر چقد میشمارم آخر  هفته بیاد نمیاد که امتحانو بدیم تموم شه  

خدا حافظ بچه ها  دعا یادتون نره



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:55  توسط sahar k

 روز مادر مبارک

 

 مامانی دوست دارم

 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

 

مادر ای ترانه ی محبت تا زنده ام دوستت دارم

 

 

روز مادر به همه مادرا مبارک

 

 میم مثل  . . . مادر

 

 

 

 

******************************************************

 

اسم تو اسم ائمه خداست

                         اسم تو اسم زنان عالم است

          اسم تو اسم بزرگوار خداست

                         اسم تو اسم دختر پیغمبر است (فاطمه زهرا)



+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:51  توسط sahar k

 دوستم داشته باش !

3

دوستم داشته باش! دوستم داشته باش...

بادها دلتنگند  ، دستها بیهوده ، چشمها بی رنگند ...

 دوستم داشته باش!

شعرها می لرزند ، برگها می سوزند ، بادها می گردند ...

   باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آتشی کن با رنگ ، عشق بازی با   

      ساز...

 دوستم داشته باش!

سیبها خشکیده ، یاسها پوسیده ، شیر هم ترسیده ...

دوستم داشته باش!

عطرها در راهند ، دوستت دارمها ، آه چه کوتاهند ...

دوستت خواهم داشت!

بیشتر از بارن ، گرمتر از لبخند ، داغ چو تابستان ...

دوستت خواهم داشت !

شادتر خواهم شد ، ناب تر خواهم شد ، بارور خواهم شد ...

دوستم داشته باش!

برگ را باور کن ، آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن ...

دوستم داشته باش!

عطرها در راهند ، دوستت دارمها ، آه چه کوتاهند ...

     خواب دیدم در خواب

آب آبی تر بو د ، روز پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود ...

خواب دیدم در تو !

      رود از تب می سوخت  ، نور گیسو می باخت ، باغچه گل می دوخت ...

دوستم داشته باش ...



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 16:33  توسط sahar k

 شب تنهایی

*شب تنهایی*

* رفتی و من مانده ام در شب یلدای خویش    *

* خسته ز دیروز خود ، خسته ز فردای خویش  *

* رفتی و   دستان   من   از   نفسم   دور  شد  *

* من شده ام در قفس محو تماشای   خویش  *

* رفتی   و   در   یاد   من  خاطرات   زرد   شد   *

* ماندم و آتش زدم  بر   دل   شیدای   خویش   *

* رفتی و   من   مانده ام   در    شب   تنهاییم   *

* مانده ام و مانده ام ...  با غم  فردای  خویش   *



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 14:52  توسط sahar k

 شهادت بانوی دو عالم ...

حضرت فاطمه سلام الله علیها

...........................................

الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم ، عمرم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دارو ندارم را گرفتند

 ......................................

آب!بسوزددلت.

خاک! شود خاک عذا بر سرت.

باد! پریشان شوی.

چشم ! الهی بباری فقط.

               پیش نگاه شما

مادر خورشید سوخت.

...................................................

 با سلام شهادت مظلومانه ی بی بی دو عالم بانو حضرت فاطمه زهرا (س) را به همه ی دوستان و شیعیان تسلیت عرض می کنم.



+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 21:14  توسط sahar k

 عشق یعنی ...

عشق یعنی....

 عشق یعنی تا ابد آبی شدن... عشق یعنی لحظه ای بارانی و لحظه ای شفاف و مهتابی شدن... عشق یعنی لذت یك آرزو... عشق یعنی یك بلای ماندگار... عشق یعنی هدیه ای از آسمان... عشق یعنی یك صفای سازگار... عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن... عشق یعنی لحظه ای خندیدن و سال ها اشك ندامت ریختن... عشق یعنی زنگ تكرار نگاه... عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن... عشق یعنی قطره بودن سوختن... عشق یعنی راهی دریا شدن... هر چه هست این عشق صدها قلب صاف با حضورش ‌آبی و بی كینه است...

             


 

اگه خواستی به دلم سفر کنی

چشامو فانوس راهت می کنم

اگه چشات بارونی و سرده غمی نیست

  پلکمو چطر نگاهت می کنم


 



+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:25  توسط sahar k

 




 

درباره وبلاگ :



سلام سحر هستم 19 سالمه نویسنده ی وبلاگم . این وبلاگ در مورد تنهایی هستش. امید وارم هیچ وقت تنها نباشید.
...................................................
لطفاً از نظراتتون من و وبلاگمو بی بهره نزارید. در ضمن اگه از وبلاگ pm می دید لطف کنید بگید.
...................................................
شبی از شبها به دور از چشم آدمها
نشستم مدتی تنها به روی ماسه های ساحل دریا
به آن امید که پس از چندی نگار من شود پیدا
ولی ای کاش میمردم
نمی دیدم نگارم با رقیبم را در آن قلب شقایقها



 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

*نیما جون*
* عاشق تنها{فرزاد جون}*
*اسماء جون*
*تهران عکس*
my 360**
*دنیای رپ*
*یه حرف نو*
*سیاهرگ بزرگ موزیک ایران*
*گریه در رگبار*
*بچه های ایران زمین*
*سرزمین شمالی {عادل عزیز } *
*جدیدترین کدهای موزیک*
*آدرسهای مفید {علی عزیز} *
*پاییز زیبا*
*love*
*زنده یاد رضای عزیز*
گالري قالب وبلاگ
راهنماي وبلاگ‌نويسان
ثبت دامنه رايگان
دانلود برنامه‌ها و كليپ‌هاي موبايل
وبلاگ خورشيد زندگي


خداحافظ
بچه بودم ...
روز پدر مبارک
چند مطلب کوتاه
خواهم مرد...

تو رو خدا دعا کنید :(
روز مادر مبارک
دوستم داشته باش !
شب تنهایی
شهادت بانوی دو عالم ...
عشق یعنی ...
چشمای خیس
وداع ...
شاخه گل
...
فقط عکس
بد ترین درد ...
هر گز نمی بخشم تو رو - عکس در ادامه ی مطلب


آرشيو پيوند هاي روزانه



MobiTools | Register Free Domain Name | WebZist | hosting terms and discounts